اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
474
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
لعبادتى املاه شغلا بالدنيا ثم اسدها عنك و اكلك الى طلبك ، « خداى عز و جل مىگويد : اى پسر آدم ، كوشش خود را براى پرستش من به كار بر تا دلت را از بىنيازى پر كنم و تو را در تكاپوى معاشت بجستجوى خودت وانگذارم ، و هم ناداريت را بر طرف نمايم و دلت را از ترس خود لبريز كنم ، و اگر خود را براى پرستش من فارغ ندارى آن را از گرفتارى به دنيا آكنده سازم ، سپس دنيا را هم از تو بازدارم و تو را به تكاپوى خودت واگذارم » و گفت : لا تصلح الصنيعة الا عند ذى حسب و دين ، فمن سالكم بالله فاعطوه ، و من استعاذكم بالله فاعيذوه ، و من دعاكم فاجيبوه ، و من اصطنع معروفا فكافوه فان لم تكافوه فاشكروه ، « نيكى شايسته نيست مگر نزد كسى با شرف و ديندار ، پس هر كس به حق خدا از شما سؤال كرد ، به او بخشش كنيد ، و هر كس شما را به خدا پناه گرفت ، پناهش دهيد ، و هر كه شما را خواند او را اجابت كنيد ، و هر كس درباره شما نيكى كرد ، به دو پاداش دهيد ، و اگر پاداشى به او نداديد ، از او سپاسگزارى كنيد . » و گفت : من حق جلال الله على العباد ، اجلال الامام المقسط ، و ذى الشيبة فى الاسلام ، و حامل القرآن غير الغالى فيه و لا الجافى عنه ، اربع من فعلهن فقد خرج من الاسلام : من رفع لواء ضلالة ، و من اعان ظالما او سار معه او مشى معه و هو يعلم انه ظالم ، و من احترم بذمة ، و رجلان لا تنالهما شفاعتى يوم القيامة : امير ظلوم و رجل غال فى الدين مارق منه ، و الامير العادل لا ترد دعوته ، « از حق بزرگوارى خدا بر بندگان است بزرگ داشتن امام عادل ، و صاحب موى سفيد در اسلام ، و بردارنده قرآن كه نه در آن زياده روى كند ، و نه از آن بگذرد . چهار چيز است كه هر كس آنها را انجام دهد از اسلام بيرون رفته است : كسى كه پرچم گمراهى را برافرازد ، و كسى كه ستمگرى را يارى دهد يا با او همراهى كند يا با او برود در حالى كه او را ستمگر بداند ، و كسى كه عهدى را بگسلد ، و دو مرد است كه شفاعت من روز رستاخيز به آن دو نمىرسد . اميرى بيدادگر ،